سینما وتلویزیون-4
بسم الله الرحمن الرحیم
«... آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست»
«مروری واکاوانه بر «نفوذی» فیلم تحسین شده جشنواره فجر پیشین»
مقداد داداشی*
چندی پیش بخت یار شد، تا بتوانم در اولین هفته از اکران عمومی «نفوذی» این فیلم را درسینما سپیدرود به نظاره بنشینم، فیلمی که بعد از دیدن ده دقیقه از آن در جشنواره به انتظار اکران عمومی اش نشسته بودم، و البته سزاوار آن است که قبل از نقد فیلم، نقدی داشته باشیم بر اهالی سینما در گیلان که به حق انسان را از دیدن فیلم آن هم درسینما پشیمان می کنند، اما چه کنیم که رسانه ها را طاقتی بر این گونه چالش ها نیست.
اما «نفوذی» فیلمی است در ژانر پلیسی- جاسوسی که روایتی معما گونه از دفاع مقدس را به همراه دارد، نفوذی اگرچه با کارگردانیِ مشترک «احمد کاوری» و«مهدی فیوضی» ساخته شد آشی از میان درآمد که نه شور شد ونه بی نمک، البته پروانه ی اولیه آن به کارگردانی «جمال شورجه» ودردولت نهم امضاء شد، که بارضایت وشرط مشاوره درکارگردانی والبته تهیه کنندگی به این دونفر سپرده شد، وجالب آنکه این اثر که در دوران غوغاسالاریِ «فیلمفارسی» های مبتذل وسخیف، تحسین وتمجید شده است تجربه ی اول این دو کارگردان در سینمای ایران است.
«نفوذی» که از حضور بازیگرانی ممتاز بهره مند است نیز متاسفانه از استقبال خوبی درگیشه ها برخوردار نشد، آنچنانکه حتی مجموع فروشش به نصف فروش فیلم زردی چون «پشت چراغ قرمز» هم نرسید، چرا که امروزه گیشه از آنِ ابتذال است ومخاطبینی که ابتذال را می ستایند واین بحث همان ضرورتی است که در ابتدای کلام بدان اشاره شد وجای خالیِ آن در فضای نقد کاملا محسوس است.
داستان فیلم درباره یکی از اسرای ایرانی است که پس از آزاد شدن در مرز توسط نیروهای اطلاعات دستگیر می شود، وبه دلیل رفتارش در دوران اسارت در مظان اتهام قرار گرفته، وهمین بدنامی اش باعث می شود تا کسی نظر خوبی به او نداشته واوضاع خانوادگی اش به هم بریزد، وپرسشِ محوری فیلم این است که آیا او خیانت کرده ویک نفوذی بوده است یانه؟ شخصیت اول(امیرجعفری) که در فیلم «فری کافر» خوانده می شود داستان اسیری را روایت می کند که به منافقین پیوسته و در ابتدای فیلم نماد شر بوده ودر انتها به نماد خیر تبدیل می شود ودر مقابلِ آن شخصیت یکی از یادگاران جنگ (قاسم زارع) به نمایش کشیده شده که در روند فیلم از نماد خیر به نماد شر بَدَل می شود. و ریز وبم های دیگری که جهت جلوگیری از افشا شدن داستان وحفظ جذّابیت برای مخاطبینی که فیلم را ندیده اند از بازگو کردن آن خودداری می کنیم.
درفرآیند نقد وبررسی این فیلم میتوان به مسائلی اشاره کرد که به اختصار عبارتند از:
یک- شخصیت اصلی فیلم اقتباس شده از کتاب «حکایت زمستان» نوشته «سعید عاکف» است، که هیچ ذکری ازآن در تیتراژ پایانی و تبلیغات فیلم نیامده است، وقطعا در فیلمی با سبقه ی تعهد اشکالی این چنینی چشمگیر خواهد بود.
دو- نمایش کلیشه ای شخصیت فرماندهان اردوگاه های عراقی به مانند سایر فیلم های دفاع مقدس، که بسیار غیر واقعی از آب درآمده وآدمهای منگلی را به تصویر کشیده است که بهره ای از کیاست ندارند وفی المثل راحتی بازی می خورند ودر محوطه از اسرا کتک می خورند.
سه- عدم پرداخت دقیق شخصیت «فری کافر» (امیر جعفری) دربعضی از سکانس ها یکی از اشکالاتی است که می توان دراین فیلم بدان اشاره کرد، چرا که نوع نگاههای مظلومانه وی واستیل مثبت صورتش همواره با مخاطب آگاه سخن می گوید که بی گناه است وبیهوده در بند است واین دقیقا همان رازی است که تا سه چهارم زمان فیلم باید محفوظ بماند.
چهار- ازآنجا که ظاهرا کارگردان نمی خواسته محدود به کتاب بماند، علاوه بر افزایش وجه دراماتیک داستان، گاهی از تخیّل خودش بهره برده وروایتی جدید را ساخته، والبته این مسئله در جایی سوء است که داستان را به افراط می کشاند، به عنوان مثال در کتاب «خاطرات زمستان» شخصیت اول کتاب فقط موفق می شود فرمانده منافقین یعنی «سعید جهان پور» را مجروح نماید، اما دراین فیلم فری کافر نه تنها جهانپور که تعداد زیادی از افراد پادگان منافقین را می کشد ومضحک آنکه بعد ازاین همه کشتار منافقین تنها سرب داغ در گلویش می ریزند وزندانیش می کنند.
وسوای از مسائل فوق الذکر محاسن فراوان این فیلم مرا به ستایش از آن وا می دارد که از جمله ی آن پرداخت خوب داستان وحفط حالت معمایی آن و نشان دادن ارتباط نفاق با سرمایه داری (حب الدنیا) است که درقالب تبدیل خیر به شر به نمایش کشیده می شود ، وزیبایی های بیشمار دیگری که باعث می شود هر بییننده ی دقیقی این فیلم را به دیگران توصیه کنند.
*فعال فرهنگی-حوزوی
همین مطلب را بخوانید در:
-هفته نامه رخداد گیلان شماره 3
- http://arzeshinevis.mihanblog.com/post/125


